تینا مزدکی_پیدا کردن یک طرفدار فیلم یا سریال که بگوید «هیچ بازسازی و ریبوتی به خوبی نسخه اصلی نمیشود»، کار سختی نیست. با این حال، گیمرها اغلب از استودیوهای بازیسازی تقاضا میکنند که عناوین محبوبشان را بازسازی کنند و با استفاده از فناوریهای مدرن، جان تازهای به آنها ببخشند.
اکنون حدود ۱۳ سال پس از عرضه نسخه اصلی، بازی Assassin’s Creed Black Flag Resynced منتشر شده است تا از جهشهای بزرگ ایجاد شده در زمینه گرافیک و گیمپلی نهایت استفاده را ببرد. اما آیا این بازی ارزش این همه انتظار را داشت؟
فرنچایز «اساسینز کرید» (Assassin’s Creed) با فروش تخمینی ۲۳۰ میلیون نسخه در قالب نسخههای مختلف خود، یکی از محبوبترین مجموعهها در تاریخ صنعت بازیهای ویدیویی است. از نظر اکثر گیمرها «بلک فلگ» (Black Flag) از بهترینهای این مجموعه است.
این محبوبیت عمدتاً به بستر و فضاسازی عالی بازی برمیگردد؛ جایی که بازیکنان کنترل یک دزد دریایی خیالی ولزی به نام «ادوارد کنوی» را در دریای کارائیب دوران قرن هجدهم میلادی بر عهده میگیرند. اگرچه این اثر اولین بازی با محوریت دزدان دریایی نبود، اما با اختلاف زیاد، موفقترین آنها به شمار میرفت. بنابراین تعجبی ندارد که یوبیسافت (Ubisoft) این عنوان را به عنوان اولین بازی این سری برای بازسازی انتخاب کرده است.
بازی با نبرد کشتیهای دزدان دریایی آغاز میشود و بلافاصله پس از آن، یک جزیره گرمسیری سرسبز را در یک روز آفتابی به تصویر میکشد. همه چیز زیبا به نظر میرسد؛ همانطور که از یک بازی پرهزینه در سال ۲۰۲۶ انتظار دارید. در همان مراحل اولیه، بازیکنان تشویق میشوند تا به زیر آب شیرجه بزنند و در آنجا با یک چشمانداز مرجانی فوقالعاده روبرو میشوند. توسعهدهندگان به شدت مشتاقند تا گرافیک جدید و پرزرقوبرق بازی را به رخ بکشند و باید گفت بازی در این بخش کاملاً گلیم خود را از آب بیرون میکشد.
این نسخه بسیار روشنتر از نسخه اصلی است؛ نسخه اصلی از چیزی رنج میبرد که در دنیای بازی به آن دوران گلآلود یا مادی ارا (Muddy Era) میگویند؛ دورانی که سازندگان از رنگهای تیرهتر استفاده میکردند تا بازیها خشن، جدی و واقعگرایانه به نظر برسند. نسخه اصلی بلک فلگ که دقیقاً در اواخر این دوران عرضه شد، بدترین نمونه این رویکرد نبود، اما همچنان تا حدودی از آن آسیب دیده بود. اکنون ما فرسنگها از آن دوران فاصله گرفتهایم و بازی جدید پر از رنگهای درخشان و زندهای است که کاملاً با اتمسفر دریای کارائیب همخوانی دارد.
حرکت به سمت کوبا
این بازی در تلاش است تا به میراث نسخه اصلی وفادار بماند و جلوههای بصری بسیار زیبایی را به نمایش بگذارد. اندی فارانت، کمکسردبیر کانال یوتیوب Outside Xbox، در گفتگو با بیبیسی میگوید برای بازی کردن این عنوان هیجانزده است. او میگوید: «من قویاً باور دارم که بلک فلگ بهترین بازی اساسینز کرید است.»
از نظر فارانت جهان و شخصیتهای بلک فلگ چیزی بودند که آن را تا این حد جذاب میکردند. شانس بازگشت به آن جهان با جلوههای بصری درخشان و جدید و زمان حضور بیشتر برای شخصیتهای محبوب طرفداران مانند ادوارد کنوی، آن بونی و استید بونت، فقط میتواند یک اتفاق خوب باشد.
اگر این بازی به یک اثر موفق تبدیل شود، بدون شک میتواند پول بزرگی را نصیب یوبیسافت کند. این موفقیت همچنین میتواند تا حدودی فشارها را از روی این شرکت بردارد؛ بهویژه با توجه به اینکه یوبیسافت سال ۲۰۲۶ را با تعطیلی دو استودیو، لغو تولید شش بازی و به تعویق انداختن هفت پروژه دیگر آغاز کرد.
کریستوفر درینگ، کارشناس صنعت بازی، میگوید که بازسازیها تجارت بزرگی در این صنعت هستند و این موضوع گاهی به «ضرورت مالی» برمیگردد. او توضیح داد: «ساخت بازیهای ویدیویی بزرگ زمان بیشتری طول میکشد و برای پر کردن جاهای خالی در جدول زمانبندی عرضهها، شرکتهای بزرگ به سراغ آثار کلاسیک قدیمی میروند، گرد و خاک آنها را میتکانند و گاهی آنها را برای عصر مدرن بهروزرسانی میکنند. این بازیها معمولاً بسیار موفق هستند. به عنوان یک صنعت، این تجارت بازسازی، ریمستر و نوستالژی به کار و کاسبی بزرگی تبدیل شده است.»
قیمتی منصفانه در دنیای پر از بازی
بازی جدید نیز مانند نسخه اصلی، فعالیتهای متنوعی را ارائه میدهد؛ از شمشیرزنی و حمله به کشتیها گرفته تا کاوش در جزایر کارائیب. و این دقیقاً همان هسته اصلی است که نسخه اولیه را تا این حد خوب کرده بود؛ شما یک نقشه دارید، یک نقطه را انتخاب میکنید و به دنبال گنج به آنجا بادبان میکشید. این همان ایده پایهای است که بازی افسانه زلدا (The Legend of Zelda: The Wind Waker) را در دهه ۲۰۰۰ برای نینتندو به یک موفقیت تبدیل کرد و قبل از آن هم باعث موفقیت بازی Sid Meier’s Pirates شده بود.
علاوه بر این، در دنیایی که بازی ماریو کارت ۷۵ پوند قیمت دارد و بازی جیتیای ۶ با قیمت ۷۰ پوند عرضه میشود، اساسینز کرید جدید تنها ۵۰ پوند قیمتگذاری شده است. طرفداران از اینکه میبینند یوبیسافت برخلاف روند فعلی افزایش قیمت بازیها عمل کرده است، نفس راحتی خواهند کشید؛ هرچند شاید این قیمت برای یک اثر بازسازیشده منصفانه و مناسب باشد.
اما با وجود تمام بافتها و گرافیکهای جدید، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که این اثر بر پایه بازیای ساخته شده که اولین بار در سال ۲۰۱۳ عرضه شده است. یوبیسافت مجبور بوده تصمیمات زیادی در مورد اینکه چه چیزهایی را از نسخه اصلی حفظ کند و چه چیزهایی را تغییر دهد، اتخاذ کند.
بازی از مشکلی رنج میبرد که در بازیهای مدرن بسیار رایج است. بیش از حد راهنماییتان میکند و دستتان را میگیرد. در حادترین حالت، در یک بخش از بازی، کمتر از ۱۰ ثانیه فرصت میدهد تا یک معما را حل کنید و قبل از اینکه خودتان کاری کنید، یکی از شخصیتها راه حل را لو میدهد!
در سیستم مبارزات نیز به وضوح از بازیهای مدرن اساسینز کرید الگوبرداری شده است، اما بخشی از نبردهای مبتنی بر زمانبندی دقیق نسخه اصلی را نیز حفظ کرده است. در نهایت هرچند این که برخی ویژگیها بازسازی نشدهاند مانند توانایی استفاده از خنجرهای پنهان اساسینها (Hidden Blades) در طول مبارزات معمولی ناامیدکننده است، اما این بازی، پیوند زیبایی میان گذشته و حال ایجاد کرده است.
منبع: bbc
۵۸۳۲۳
















