نقد فیلم همسر چایکوفسکی (Tchaikovsky’s Wife)

نقد فیلم همسر چایکوفسکی (Tchaikovsky’s Wife)
همسر چایکوفسکی (Tchaikovsky’s Wife) عاشقانهای تراژیک با فضایی سرد و سنگین است که قهرمان روایتاش را بهسمت یک فروپاشی عظیم روحی میبرد. با نقد این فیلم همراه بیکینگ باشید.
فیلم همسر چایکوفسکی درامی بیوگرافی است که براساس زندگی پیوتر ایلیچ چایکوفسکی ساخته شده است. کیریل سربرنیکوف که تا پیش از این با فیلمهای تابستان (Leto) و تب پتروف (Petrov’s Flu) در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱ در جشنواره کن شرکت داشته در سال گذشته نیز در میان تشویق حضار همسر چایکوفسکیاش بهعنوان تنها اثر روسی حاضر در جشنواره به بخش اصلی رقابت جشنواره کن راه یافت. این فیلم که از زاویهای متفاوت به زندگی چایکوفسکی وارد میشود، داستان عشقی را روایت میکند که در میان مردم روس سالهای زیادی است نقل میشود.
فیلمهای براساس واقعیت معمولا فاقد روابط دراماتیکی منسجمی هستند که بتوانند مخاطب را در قصه نگه دارند. اما فیلم همسر چایکوفسکی از آنجائیکه، ایدهای جهانشمول دارد و روایتی ملموس برای مخاطبان است، تماشاگرش را آزار نمیدهد. البته فیلمساز برای رسیدن به این هدف، بعضی از واقعیتهای تاریخی را تغییر میدهد، تغییراتی که چندان وفاداری به تاریخ اصلی را زیر سوال نبردهاند. کیریل سربرنیکوف در این فیلم از دید متفاوتی به زندگی نوابغ میپردازد. چایکوفسکی در آخرین اثر این فیلمساز، بهعنوان هنرمندی خالق شناخته نمیشود، بلکه او نابغهای خودخواه است که برای کار و هنرش همهچیز را فراموش میکند.
در ادامه داستان فیلم فاش میشود
داستان همسر چایکوفسکی در روسیهی قرن نوزدهمی میگذرد. فیلم همانطور که از نامش هم پیداست، بیشتر از آنکه درباره چایکوفسکی باشد، زندگی همسر او یعنی آنتونینا را دستمایهی قصهی خودش قرار داده است. آنتونینا در یک میهمانی شیفتهی چایکوفسکی میشود و با اصرار فراوانی به او ابراز عشق میکند. چایکوفسکی سرانجام علاقهی آنتونینا را میپذیرد و با او ازدواج میکند. ازدواج بین این دو نفر و مصائبی که پس از آن پیش میآید، پیرنگ اثر را شکل میدهد. از همان ابتدای فیلم و در مراسم عروسی چایکوفسکی و آنتونینا با خاموش شدن ناگهانی شمع و کوچک بودن حلقهی ازدواج، فیلمساز تماشاگر را برای فروپاشی این رابطه آماده میکند. فضای سنگین کلیسا، نوای سرد خطبهی عقد و چهرهی ناراضی و مبهوت چایکوفسکی و از همه مهمتر آن قاببندی ستودنی کارگردان از پلان دستها و حلقهی چایکوفسکی، زمینه را برای فروپاشی بسیار نزدیک این ازدواج آماده میکند. درواقع همهی فیلم در سکانس کلیسا خلاصه میشود و تنها تمناهای آنتونینا و تلخیها و خودخواهیهای چایکوفسکی در ادامهی فیلم به پرداخت بهتری میرسند.
فیلمساز داستان عاشقانه را مبتنی بر شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعهی آن دوران روسیه بنا میکند و عشق را لااقل از سمت چایکوفسکی امری شخصی نمیداند
فردای ازدواج نیز وقتی که این دو نفر به دیدار پدر چایکوفسکی میروند، دوستان او در قطار از ازدواجاش بسیار شگفتزده میشوند. برای تماشاگر این عکسالعملها در ابتدا عادی مینماید اما هرچه که روایت به جلو میرود، کاشتهای فیلمساز به بار مینشینند و مخاطب در جریان همهی آنچه که قصه را شکل داده قرار میگیرد. فضاسازیها و ریزهکاریهای پرداختی در رابطه با سرنوشت این ازدواج تا زمانی که چایکوفسکی بهطور کامل آنتونینا را ترک میکند، قوام زیادی به فیلم میبخشد و از همه مهمتر این تماشاگر است که بعد از عیان شدن مشکلات رفتاری و روانی چایکوفسکی مثل کاراگاهی به قبل بازمیگردد و همه چیز را از اول بررسی میکند.
چایکوفسکی نامهای مبنی بر دعوتش به یک ارکستر را به آنتونینا نشان میدهد و او به بهانهی همین سفر برای همیشه از خانه میرود. برادر و دوست چایکوفسکی به دیدار آنتونینا میآیند تا که او را به طلاق راضی کنند. در میان همین کشوقوسها فیلم به لایههای دیگری از روایت میرود و تماشاگر با آن فضاسازیهای اولیه احساس خرسندی میکند. فیلمساز داستان عاشقانه را مبتنی بر شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعهی آن دوران روسیه بنا میکند و عشق را لااقل از سمت چایکوفسکی امری شخصی نمیداند. سیاستهای کلیسای کاتولیک شرایط پیچیدهای را برای طلاق چایکوفسکی و همسرش بهوجود میآورد اما فیلمساز چندان راضی به پرداخت قصهاش از این منظر نیست و حتی آن را به دید یک زیرمتن نیز نگاه نمیکند و ترجیح میدهد که کفهی جنبهی حالات روانی کارکترها و عشق سوزان و بیمارگونه آنتونینا بر دیگر لایههای فیلم سنگینی کند.
طبق قوانین کلیسا آنتونینا مدرکی دال بر فساد اخلاقی همسرش را باید امضا کند تا بتواند از او جدا شود در غیر این صورت حکم طلاق صادر نخواهد شد. h, برگه را امضا نمیکند , تا ابد همسر چایکوفسکی باقی میماند. فیلمساز تا همینجا به بازگویی قوانین فلجکننده و ضدانسانی کلیسا بسنده میکند و دیگر از این بُعد به فیلم نمیپردازد. آنتونینا طلاق نمیگیرد و سیر فروپاشی روانیاش شروع میشود. زندگی همسر چایکوفسکی در سایهی خودخواهی همسر و کلیسای فاقد ارزشهای انسانی به تاراج میرود و فیلمساز هدفاش را روی زندگی آنتونینای بعد از چایکوفسکی متمرکز میکند.
آنتونینا شخصیت اول این قصه، کارکتری است که تنها ایدهای از حالات روانی او بهنمایش درآمده است
حال ما با زنی طرفیم که غرق در عشق و نفرت، با مردان دیگری رابطه دارد اما همچنان خودش را همسر چایکوفسکی میداند و نفقه میگیرد. آنتونینا بچههایش را در یتیمخانه رها کرده، یک زندگی توامان با درد، عشق و ناراحتی را تجربه میکند و روزبهروز در تباهی بیشتری فرو میرود. وقتی که او برای اولین بار با وکیلاش رابطه برقرار میکند و باکرگیاش را از دست میدهد، با حالی پریشان و با بدنی خونی پیانو مینوازد. تماشاگر در این پلانها عمق عشق و نفرت قهرمان قصه را درک میکند و فیلمساز به استعارهای از انحطاط شخصیتی و بیمایگی چایکوفسکی میرسد. هرچه که فیلم جلوتر میرود و از جدایی چایکوفسکی و همسرش میگذرد سربرنیکوف نسبت به قهرماناش بیشتر سردرگم میشود. آنتونینا صاحب شخصیتی چند لایه است، کارکتری که در جنون زندگی میکند و حاضر نیست از چایکوفسکی بگذرد. درواقع آنتونینا نیروی محرکهی لازم برای کشمکشهای درونی پیرنگ را تامین میکند اما فیلمساز در برخورد با عنصری که ساخته منفعلانه روبهرو میشود.
آنتونینا شخصیت اول این قصه، کارکتری است که تنها ایدهای از حالات روانی او بهنمایش درآمده است. شخصیتی اینچنینی نیازمند گذشتهای خواهد بود که تماشاگر را راضی کند و بار بخشی از کمبودهای امروزش را به دوش بکشد. آنتونینا در این فیلم بهسان روح سرگردانی از سکانسی به سکانس دیگری میرود بدون اینکه هدف خاصی را دنبال کند و کنشمندانه در پیرنگ خضور داشته باشد. درواقع کارگردان در فیلم همسر چایکوفسکی تنها به خوانشی از وضعیت روانی او رسیده و از بسط مسائلی در روان او مثل دلیل اصرارهایش به داشتن چایکوفسکی سرباز میزند. از نظر روانشناسی چسبندگی عاطفی ارتباط مستقیمی با عقدههای روانی شخصیتها دارد و دوست داشتن بیحد و بیمارگونه اصلا دلیلی بر عاشق بودن نیست. آنتونینا کاملا بر این تعریف منطبق میشود و فیلمساز بجای فوکوس روی این بُعد و اعتبار دادن به اثرش در همان سطحهای ابتدایی باقی میماند.
بعد از اینکه چایکوفسکی همسرش را ترک میکند در نامهای به خواهرش مینویسد که دیگر هرگز تحمل آنچه را که با آنتونینا تجربه کرده ندارد و حس بدی از او میگیرد. مخاطبی که شاهد این سکانس است به دلیل اهمالکاریهای کارگردان، رویکرد و واکنشهای چایکوفسکی را درک نمیکند و با تفکری تخت بهسراغ این نقطه عطف میرود. چراکه کارگردان از زیر بار مسئولیت پرورش شخصیت چایکوفسکی شانه خالی کرده و ابعاد روحیهی دگرباشانهی او را به گوشهای میراند. درواقع نه دلایل فسخ این ازدواج از سمت چایکوفسکی قوام مییابد و نه دلایل آن همه پافشاری آنتونینا. مخاطب از ابتدا تا انتهای فیلم با مردی طرف است که از سر خودخواهی پس میزند و زنی که جنون عشق رهایش نمیکند.
کیریل سربرنیکوف سعی دارد تا با نگاهی تئاتری روایتاش را شکل بدهد و برای قصهاش فضاسازی کند
کیریل سربرنیکوف سعی دارد تا با نگاهی تئاتری روایتاش را شکل بدهد و برای قصهاش فضاسازی کند. میزانسنها و نوع طراحی دکور فیلم همگی با ایدههایی از دنیای تئاتر و نمایش خلق شدهاند. فیلمساز در انتهای فیلم نیز برای شخصیتپردازی آنتونینا به تئاتر متوسل میشود و مردان فیلم را کنار قهرمان قصهاش به رقص درمیآورد. هنگامی که وکیل چایکوفسکی اعلام میکند نمیتواند پول بیشتری به آنتونینا بپردازد، او غرق در درد و ناراحتی وارد یک رویا میشود.
همهی مردانی که به آنتونینا چشم داشتند، برهنه در کنار او میچرخند و دنبالاش میکنند. این سکانس پایانبندی خوبی برای نمایش ابتذال و پایان روح یک زن است. آنتونینا در زمان فراق میان مردان دیگر بهدنبال چایکوفسکی میگشته و همهی این مردانی که او ازشان فرار میکند استعارهای از جای خالی چایکوفسکی است. سکانسی که نهایتا به آخرین پلانهای فیلم ختم میشود، قهرمان قصه در میان مه و برف خسته و پریشان به مقصدی نامعلوم میرود، مقصدی که شاید نیستی باشد.
Thieves