به گزارش بیکینگ روزنامه اعتماد نوشت: این یادداشت هشداری است درباره رویدادی که فراتر از یک آگهی ساده، باید در عرصه حکمرانی فضای مجازی و امنیت روانی جامعه مورد واکاوی قرار گیرد. تأمل در این باب از منظر جامعهشناسی سیاسی و ارتباطات، ابعاد مهمی را آشکار میسازد:
نخست، تغییر ماهیت تبلیغ از کالا به ناامیدی: درحالی که آگهیهای تجاری در پی معرفی خدمات یا کالا هستند، این محتواها بر پمپاژ ناکارآمدی ساختار، تعمیق شکافها و ترغیب به ناآرامی تمرکز دارند. در اینجا توجه مخاطب برای دستکاری افکار عمومی خریداری میشود.
دوم، ساز و کار مالی و اجارهدهندگان بیلبورد: سازندگان فیلترشکن لزوما تولیدکننده این پیامها نیستند؛ آنها صرفا فضای برنامه خود را مانند یک بیلبورد اجاره میدهند. سیستمهای تبلیغاتی بینالمللی به شیوه حراج خودکار عمل میکنند و جریانهای دارای بودجه کلان با پرداخت بالاترین رقم، این جایگاهها را برای کاربران داخل ایران پیشخرید مینمایند. سازنده فیلترشکن نیز به دلیل سود دلاری، چشمان خود را بر محتوا میبندد.
سوم، هدفگیری نقطه ضعف روانی: کاربر در ثانیههای اتصال، در اوج کلافگی و عصبانیت ناشی از قطعی ارتباط قرار دارد. طراحان پیام دقیقا همین بازه حساسیت و آسیبپذیری هیجانی را هدف میگیرند تا ناامیدی را بر ذهن مخاطب بنشانند.
چهارم، جعل هویت گروههای سیاسی داخل کشور: یکی از ترفندهای خطرناک، تولید کلیپ با نام و نشان احزاب و تشکلهای قانونی داخل ایران است. هدف از این کار، باورپذیر کردن شایعات، تشدید بدبینی میان جناحها و ایجاد تقابلهای ساختگی درون کشور است.
پنجم، رصد دادههای رفتاری: این صفحات صرفا پیامرسان نیستند، بلکه میزان مکث، کلیک یا رد کردن ویدیو را اندازه میگیرند. این واکنشها به طراحان کمک میکند نبض احساسی جامعه را بسنجند و کارزارهای بعدی را دقیقتر طراحی کنند.
ششم، فرسایش روانی ناشی از تکرار مداوم: کاربران ایرانی روزانه دهها بار فیلترشکن را قطع و وصل میکنند. این مواجهه مکرر با روایتهای بحرانزا، به صورت قطرهچکانی واقعیت ذهنی فرد را دگرگون میسازد و احساس بنبست اجتماعی ایجاد میکند.
هفتم، بهرهگیری از جذابیت هوش مصنوعی: استفاده از پویانماییهای پرتحرک و چهرهسازی و صداسازی رایانهای سبب میشود جذابیت بصری، سد دفاعی منطق مخاطب را بشکند و پیام سیاسی در قالب یک ویدیوی کوتاه جذاب منتقل شود.
مواجهه با این پدیده نیازمند اتخاذ رویکردی واقعگرایانه، ایجابی و چندوجهی است:
۱. احزاب و شخصیتهای سیاسی باید در برابر سوءاستفاده از نام و تابلوی خود هوشیار باشند و با موضعگیری سریع، راه را بر این بازیهای دروغین ببندند.
۲. سیاستگذاران باید در الگوی انسداد فراگیر اینترنت تجدیدنظر کنند؛ چراکه فیلترینگ گسترده، میلیونها شهروند را ناخواسته به سوی دالانهای ناامن فیلترشکنها و قرار گرفتن در معرض این حملات کشانده است.
۳. تقویت پدافند حقوقی و رصد بینالمللی: پلتفرمهای توزیع آگهی ضوابط مشخصی علیه محتوای نفرتپراکن و جعل هویت دارند. نهادهای مدنی و حقوقی حوزه فناوری میتوانند با مستندسازی این تخلفات، پلتفرمهای میزبان را به پاسخگویی و مسدودسازی این کارزارها وادار کنند.
4. افزایش سواد رسانهای جامعه ضروری است تا کاربران بدانند هیچ فیلترشکن رایگانی خیرخواهانه نیست و هزینه آن با امنیت روانی مخاطب تامین میشود.
17302
















