آنسوی آینه؛ جهان با تصویر آینهای خود چه تفاوتی دارد؟

آنسوی آینه؛ جهان با تصویر آینهای خود چه تفاوتی دارد؟
آلیس، پس از ماجراجوییهایش در سرزمین عجایب در رمان آنسوی آینه نوشتهی لوئیس کارول در سال ۱۸۷۱، از آینهای که بالای شومینهاش بود گذشت تا ببیند دنیای انعکاسی چه تفاوتی با دنیای خودش دارد. او متوجه شد که کتابها همگی وارونه نوشته شدهاند و مردم «به صورت معکوس زندگی میکنند» و در جهانی در حرکت هستند که در آن، معلولها پیش از علتها رخ میدهند.
وقتی اشیاء در آینه متفاوت به نظر میرسند، دانشمندان آنها را «کایرال» (chiral) مینامند. برای مثال، دستها کایرال هستند. تصور کنید آلیس بخواهد با تصویر آینهای خود دست بدهد. یک دست راست در دنیای آینهای به دست چپ تبدیل میشود و هیچ راهی برای همراستا کردن کامل این دو برای دست دادن وجود ندارد، چون انگشتها در جهت اشتباه خم میشوند. در واقع منشأ کلمهی کایرالیته، کلمهی یونانی دست است.
تجربهی آلیس بازتابدهندهی نکتهای عمیق دربارهی جهان ماست: همهچیز در آنسوی آینه یکسان نیست. رفتار بسیاری از اشیای آشنا، از مولکولها گرفته تا ذرات بنیادی، بسته به اینکه با کدام نسخهی آینهای تعامل داریم، متفاوت است.
شیر آینهای
در ابتدای داستان آنسوی آینه، آلیس گربهاش، کیتی را به سمت آینه نگه میدارد و تهدید میکند که او را به آنسوی آینه پرتاب میکند. او میگوید: «به این فکر میکنم آنها در آنجا به تو شیر میدهند؟ شاید شیر دنیای آینه برای نوشیدن خوب نباشد.»
آلیس درست فکر میکرد. درست بیش از دو دهه پیش از انتشار کتاب، لویی پاستور هنگام آزمایش روی مقداری شراب فاسد، کشف کرد که برخی مولکولها میتوانند کایرال باشند. آنها میتوانند در دو شکل ساختاری متمایز راستدست و چپدست وجود داشته باشند که هیچگاه نمیتوان آنها را بهطور کامل بر هم منطبق کرد. پاستور دریافت که با وجود یکسان بودن تمام اجزای آنها، نسخههای آینهای این مولکولهای کایرال میتوانند عملکردهای شیمیایی متفاوتی داشته باشند.















